مؤلف مجهول
129
تفسير قرآن پاك ( فارسى )
خردومند : با خردومند بىوفا بود اين بخت * خويشتن خويش را بكوش تو يك لخت ( ديوان رودكى ، ص 24 ) فضلومند : و عاشورا فضلومند روزى بماند و روزهء او نه فريضه است ( التفهيم ، 252 ) . مستومند : گوشت ، آويخته از دست ، به خانه مفرست * گرت همسايه بود پيرزنى مستومند ( ديوان سنايى ، ص 159 ) نيازومند : من نيازومند تو گشتم و هركو ، شد چنين * عاشق ناز تو ، مىزيبدش هرگونه نياز ( ديوان منوچهرى ، ص 242 ) ( 18 ) ص 16 ، س 6 پيشينگان « 1 » : پيشينيان ، « اين جهان بقيه دولت پيشينگان است كه پادشاهى كردهاند » ( مناهج الطالبين نسخهء عكسى كتابخانهء ملى - 357 ب ) نقل از فرهنگ معين . اين واژه در تفسير طبرى دو جا به صورت - پيشيننگان : ص 1683 - 1997 آمده است . در ترجمهء تفسير طبرى آمده است : « . . . تا بنگروند به قرآن و محمد ، و حقا كه گذشت و رفت نهاد و روش پيشينگان » ( ص 840 ) و نگاه كنيد به : ترجمهء تفسير طبرى ، ص 1521 - 1797 ؛ شاهنامه ، ص 1788 ؛ تاريخ بيهقى ، ص 310 - 386 ؛ مجمل التواريخ و القصص ، ص 405 ؛ بحر الفوايد ، ص 3 ؛ تفسير سورهء يوسف ، ص 5 - 142 - 281 - 320 ؛ عجايب المخلوقات ، ص 290 ؛ فرخنامهء جمالى ، ص 317 ؛ بوستان ، ص 10 . ( 19 ) ص 16 ، س 13 برده گرداندن : مغلوبكردن است با دليل و حجت و بهانه ، و در اين كتاب پرده شدن نيز به كار رفته است : « و شما اندرين پرده شويد » ( ص 16 ) . اين واژه در فرهنگها ضبط نشده است و در اين كتاب دو جاى به كار شده است . نگاه كنيد به ص 116 همين كتاب : « پارسى حجت بهانهاى بود كه خصم را پرده گرداند » . در تفسير كمبريج آمده است : « پس رسول گفت - صلّى اللّه عليه - مر ايشانرا كى چرا روا مىداريد كى بندگان خداى انبازان خداى باشند در خواستهاى شما ، برده
--> ( 1 ) . آقاى ايرج افشار مصحح كتاب فرخنامهء جمالى دربارهء اين واژه چنين نوشته است : پيشينگان ( - پيشينيان ) از استعمالات متروك است ( و شاهدى از بحر الفوايد نقل كردهاند ) - چنان كه از شواهد برمىآيد اين واژه آن اندازه هم كه ايشان گمان بردهاند متروك نيست .